دستان هنرمند
به نام خالق امید امروز، در دستان هنرمند بیمار عزیزم، تار و پودی از امید بافته میشد. هر گره، هر رنگ، داستانی از تلاش، شکیبایی و بازگشت به زندگی بود. دیدن این اثر گلدوزی، که حاصل ساعتها تمرکز و اراده برای خلق زیبایی از میان سختیهاست، قلبم را سرشار از تحسین و غرور کرد. گاهی بهبود، در هیاهوی نشانههای بزرگ و تغییرات چشمگیر دیده نمیشود؛گاهی در یک دوخت ظریف، در یک گلدوزی کوچک، در تلاشی آرام و پیوسته، در نوری که هنوز خاموش نشده و دستهایی که هنوز میخواهند بسازند، خودش را نشان میدهد. یکی از ارزشمندترین تجربههای من بهعنوان روانشناس، دیدن همین لحظههاست؛لحظههایی که بیمار، با وجود رنج، هنوز سهمی از زندگی را به خلاقیت، امید و ادامه دادن اختصاص میدهد.این اثر، فقط یک کار هنری نیست؛نشانهای است از آنکه روان انسان، حتی در دشوارترین زمانها، ظرفیت حرکت بهسوی ترمیم را در خود حفظ میکند. کارل راجرز باور داشت که انسان، در فضایی سرشار از پذیرش، همدلی و توجه، میتواند به سمت رشد و شکوفایی حرکت کند.شاید بهبود نیز دقیقاً از همینجا آغاز میشود، از دیده شدنِ تلاشهای کوچک، از جدی گرفته شدنِ قدمهای آهسته، و از این ایمان عمیق که هر گام، هرچند کوچک، میتواند بخشی از مسیر نجات باشد. این گلدوزی برای من یادآور این حقیقت است که درمان، فقط درمانِ درد نیست؛ همراهی با توانِ زندگیکردن است. و گاهی، همین که تلاشِ یک بیمار دیده میشود، خودِ دیدن، بخشی از شفا میشود. هدیه بابا خان زاده روانشناس بالینی مرکز آموزشی درمانی امام حسین علیه السلام ۱۴۰۵/۰۳/۱۰
نظر دهید